السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
275
تفسير الميزان ( فارسي )
دنيا وقتى به زبان انبياء و رسل از آن زنهار داده مىشدند مسخره مىكردند ، بر سرشان بيامد . * ( « وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَمَأْواكُمُ النَّارُ وَما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ » ) * « نسيان » در اين آيه كنايه است از اعراض و بىتوجهى . و نسيان خدا در قيامت از كفار به اين است كه خدا از ايشان اعراض مىكند ، و آنان را در شدائد و اهوال قيامت وا مىگذارد . و نسيان كفار نسبت به روز قيامت به اين است كه در دنيا از ياد قيامت و آماده شدن براى آن روز اعراض مىكردند . بقيه الفاظ آيه روشن است . * ( « ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّه هُزُواً وَغَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا . . . » ) * كلمه « ذلكم » اشاره است به آنچه قبلا در باره عقاب كفار به ظهور گناهانشان ، و حلول عذاب ذكر فرموده بود . و كلمه « هزء » به معناى سخريه است كه به وسيله آن ، كسى را استهزاء كنند . و حرف « باء » سببيت را مىرساند . و معناى آيه اين است كه : اين عذابى كه بر سرتان آمد به سبب اين بود كه شما آيات خدا را سخريه مىدانستيد ، و به استهزاى آن مىپرداختيد ، و نيز بدين سبب بود كه زندگى دنيا شما را مغرور كرد و به آن دل بستيد . * ( « فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ » ) * - در اين آيه روى سخن را از كفار كه تا اينجا مورد خطاب بودند برگردانيد ، و خطاب را متوجه رسول گرامى خود نمود . در اين جمله خلاصه اى از عذاب در آن روز را بيان مىكند ، و آن عبارت است از خلود در آتش ، و پذيرفته نشدن عذرشان . كلمه « يستعتبون » مضارع مجهول از مصدر « استعتاب » است كه معناى قبول اعتذار را مىدهد . و عبارت « استعتاب نمىشوند » كنايه است از اينكه عذرشان پذيرفته نمىشود ، ( چون معناى لغوى آن اين است كه اعتذار نمىشوند و اين معنا منظور نيست ) . * ( « فَلِلَّه الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * در اين جمله حمد خداى تعالى را متفرع بر بيانات قبلى اين سوره كرده مىفرمايد حال كه معلوم شد خدا آفريدگار آسمانها و زمين و ما بين آن دو است ، و نيز او مدبر امر تمامى عالم است ، و يكى از تدابير بديع او اين است كه همه را بر اساس حق خلق كرده ، و نتيجه بر حق بودن خلقت همه عالم ، اين است كه روز جزائى قرار دهد ، روزى كه همه به سوى او برگردند ، و پاداش و كيفر اعمال خود را ببينند ، و اين نيز مستلزم آن است كه دين و شرايعى تشريع كند كه بشر را به سوى سعادتش و ثوابش رهنمون شود ، و اين نيز مستلزم آن است كه همه را در روز